فاصله تا مرگ در کمتر از 120 ثانیه
سلام
امروز سومین روزی است که من آمدم خونه به هر صورتی که بود تونستم یه مر خصی یک ماهه جور کنم و بعد از ۳ ماه و نیم بیام خونه تو این مدت اتفاقات زیادی افتاد که آخرین اتفاق انفجار اخیر پیشین شهرستان سرباز بود که منجر به شهید شدن ۴۸ نفر و زخمی شدن حدودا۱۵۰ نفر من جمله سردار شوشتری بود و هیئت همراه خلاصه این اتفاق در ۲۰۰ متری پاسگاه ما و حدودا نیم متری من اتفاق افتاد با این تفاوت که من ۲ دقیقه قبل از انفجار به سمت ما شین حرکت کردم و رفتن من و آمدن سردار شوشتری و سر جای من که رسیده بود انفجار صورت گرفته بود من هم تو این فاصله با ماشین حرکت کرده بودم به سمت پشت سالن با شنیدن صدای انفجار برگشتم ببینم چی شده چشمتون روز بد نبینه دیدم دست و پا ست که تو هوا داره پخش و پلا میشه خون فرش شده بود و زمین به رنگ قرمزی گرایش پیدا کرده بود خیلی ها بی گناه از دنیا رفتند اون نامردی که این کارو کرده بود ۲تا نارنجک دستی به اضافه یه بمب دست ساز که ترکش های اون پیچ و مهره و میخ و ساچمه بود به شکم خو دش بسته بود و با انفجار فقط تنها چیزی که از اون مانده بود یه سر بدون گردن و یه پا همین بقیه پودر پودر شده بود از همه بد تر صحنه شهید شدن یه عزیز سپاهی بود که جوان حدودا ۲۵ ساله خوش هیکل و خوش قیافه بود که ۳ تا ترک خورده بود ۲تا تو سینه و یکی داخل سرش ولی هنوز زنده بود حتی راه هم آمد گذاشتیمش تو ماشین به اون بنده خدا گفتم حواست به این باشه از عقب وانت نیفته اون هم دستش رو حلقه کرد دور کمر اون جوون اما چیزی که نباید اتفاق می افتاد اتفاق افتاد آروم آروم چشمانش بسته شد و گردنش شل شد و سر آویزان بدن شد من حسابی بغضم گرفته بود خیلی صحنه های بدی دیدم آرزو می کردم هیچ کدوم حقیقت نداشته باشه اما متاسفانه همه اونا صحت داشت
در آخر هدف سردار از بر گذاری ای همایش ها ایجا اتحاد بین شیعه و سنی و افتتاح یه بیمارستان و مدرسه این هم عاقبت این همه خوبی
11:30 | |
